پیشگیری از بیماری نوروفیبروماتوز Neurofibromatosis

نوروفیبروماتوز بیماری ژنتیکی Iranian Patients with Neurofibromatosis

نوروفیبروماتوز بیماری ژنتیکی Iranian Patients with Neurofibromatosis

من دکتر لیلا جویباری عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی گلستان هستم که به همراه گروهی از هموطنان عزیزم که بیماری ژنتیکی نوروفیبروماتوز دارند، این وبلاگ را به عنوان وبلاگ پشتیبان مدیریت می کنیم. از حمایت و همراهی شما عزیزان سپاسگزاریم.
وبلاگ اصلی ما به نام زندگی با نوروفیبروماتوز است به آدرس

http://iran-neurofibromatosis.net

I am Dr Leila Jouybari , faculty member from Golestan University of Medical Sciences, Gorgan, Iran. With collaboration of a group of Iranian NF patients we manage this website.

Thank you for your support

Our main website is: http://iran-neurofibromatosis.net

Join us to Tel Channel :

https://telegram.me/livingwithNF

طبقه بندی موضوعی

۳۳ مطلب در آذر ۱۳۹۲ ثبت شده است

توسط: سعید سلام من سعید و مثل همه شما به این بیماری مبتلا هستم. قراره ازدواج کنم اما واقعا نمی دونم چه جوری به طرف مقابلم درباره بیماریم صحبت کنم. الان نزدیک یک ماه هست که برای ازدواج با هم آشنا شدیم اما هر رفعه میخوام قضیه رو بهش بگم دهنم باز نمیشه و اصلا نمی دونم باید چی بگم. نگرانم که رهام کنه یا قضیه رو به همه خونوادش بگه و باعث خجالت من بشه. میخوام که منو راهنمایی کنید. راستشو بخواین من سر همین دست دست کردنا و تردید واسه گفتن این موضوع دختری رو که یک سال همدیگرو دوست داشتیم و عاشق هم بودیم و قرار بود با هم ازدواج کنیم رو از دست دادم و داغون شدم. اون زمان هم سر گفتن این موضوع به عشقم نگران بودم و نمیدونستم بهش چی بگم و از طرفی هم عاشق هم بودیم تا اینکه اینقدر معطل کردم تا از دستش دادم. الانم می ترسم این موضوع رو مطرح کنم و نمی دونم باید چی بگم و چه جوری بگم. لطفا راهنماییم کنید. خصوصا اونایی که ازدواج کردند. ---------------------------------------------------------- توسط: سپیده سعید جان موضوع رو که باید با دختر خانم مطرح کنی.تصمیم با اون هست دیگه. خجالتی هم نداره.به فکر بچه ای هم که قراره به دنیا بیاد باش. ----------------------------------------   توسط: پارسا وقتی خودت فرار میکنی از واقعیت وقتی فکر میکنی چیزه بدی داری از بقیه چه انتظاری دارینما هم مثل بقیه با یه تفاوت خداییش این بیماری من رو از سربازی رفتن نجات داد بی خیال همه چی. زندگیه دیگه. **** از ایشان نخواهید که در اینترنت در باره بیماری جستجو کند، ممکن است به چیزی هایی دست یابد که لازم نیست بداند و برایشان بسیار ناگوار باشد.  وب کتابخانه ای است که هر جور کتابی در آن یافت می شود.  شاید بهترین فرد خود شما باشید که به ایشان بگویید من دارای یک بیماری هستم که در حال حاضر این طور هستم و احتمال دارد این موارد برایم رخ دهد و یا رخ ندهد.   در هر صورت پنهان کردن، سبب آزردگی های جدی در آتی خواهد شد و شاید هم ایشان به قدری سعه صدر داشته باشند که موضوع را بپذیرند. شما ایشان را بهتر از ما می شناسید توسط:*.:。✿*゚تینا*.:。✿*. سپیده جان قرار نیست به خاطره مشگلمون تا اخر عمر تنها بمونیم و حس زیبای مادر شدن رو تجربه نکنیم ..شاید بچه ما این بیماری رو نداشت... مثله خواهر و برادرم که پاک هستن ....ببین مادر بزرگه من 75 ساله داره با این مشگل میسوزه و میسازه هفت تا بچه داره که دو تاش این مشگل رو دارن و تو 25 تا نوه فقط سه نفر این مشگل رو دارن و از نتیجه هاش کسی این مشگل رو نداره.... پس نا امید نباش . البته زمان قدیم این مسائل مطرح نبود .. اما دایی خودم با این شرایط ازدواج کرد خیلی هم خوشبخته ... و مادر خودم... هم خوشبخته... پس سعی کن کسی رو نا امید نکنی قربونت برم.... توسط:*.:。✿*゚تینا*.:。✿*سلام بهش بگو یا میپذیره یا که.... به هر حال نمیشه پنهونش کرد البته واسه شما که اقا هستی نباید اهمیت داشته باشه چون تا حدی موهای بدنت اونا رو پوشش میده.... و این خیلی خوبهپسری که ادعای دوست داشتن منو داشت ..ازم گذشت خیلی راحت بهش گفتم...فردای اون روز طعم تلخ خیانت رو چشیدم هنوز فکر میکردم دوستم داره... باورت نمیشه همون روزی که بهم خیانت کرد شبش من همه چی رو فهمیدم....حتی با دختری که اشنا شده بود حرف زدم... گفتم شرایطی واست گذاشته بود؟ گفت اره بهم گفته باید پوستت سالم باشه ... و کلی حرفایه دیگه که جاش نیست بگم... اون منو از دست داد ولی خیلی زود پشیمون شد .. اما من نتونستم دوباره باهاش بمونم.... بعضی ها واسشون مهمه ... تا عاشق نشدی تکلیف خودتو مشخص کن.... عزیزم توسط:سپیدهسلام تینای عزیزتینا جان. بخش زیادی از ازدواج لذت بردن از زن و مرد از همدیگر اینه که شما داری میگی برای حداقل سی سال پیش بوده الان همه چی عوض شده و نباید خودمون رو گول بزنیم. خودت که تجربه خیانت رو داشتی چرا این حرف رو میزنی.نمی خوام با ترس به بحث مادر شدن نگاه کنم. خوب منم دوست دارم مادر شدن رو تجربه کنم ولی آدم خودخواهی نیستم و نمی خوام یه بچه مثل من و شما به وجود بیاد. بهتره واقع بین بود. توسط: محمدما که ارزو به دل می میریم منظورم پدر شدن. اقا من نوروفیبرو دارم ولی معاف نشدم؟ دکتر عمومی من نگاه کرد دکتر عمومی آخه چی میدونه؟ باید چیکارکنم؟****محمد عزیز: خیلی ها که نورو ندارند هم نمی توانند پدر بیولوژیک شوند حتی با استفاده از تکنیک های آزمایشگاهی، زیرا یا نتیجه موفقیت آمیز نیست و یا هزینه ها زیاد است و نمی توانند تمام زندگی خود را برای بارور شدن بگذارند. در اطراف خودم افراد زیادی را می شناسم که به ظاهر سالمند اما نمی توانند پدر شوند لذا فرزندی که یا بد سرپرست بوده است و یا بی سرپرست بوده است به فرزندی پذیرفته اند و چه چیزی بهتر از این که بتوان یتیمی را سرپرستی کرد.  توسط:*.:。✿*゚تینا*.:。✿*چه سخته در جمع بودنولی در گوشه ایی تنها نشستنبه چشم دیگران چون کوه بودنولی در خود به ارامی شکستن توسط:*.:。✿*゚تینا*.:。✿*خودت را در آغـ ـوش بگیر و بخـ ـواب !هیچ کس آشفـ ـتگی ات را شانــ ـه نخواهد زد !این جمع پر از تنـــــ ـهاییسـ ـت…توسط: میناسلام به همه. من یک بار اینجا یک سوالی کردم برای یکی از دوستانم که نرو داشت. میخواستم به اقا سعید بگم که اگه من جای اون خانم بودم اگه باهاتون به تفاهم میرسیدم حتما ازدواج قبول میکردم البته یک نگرانی برام پیش میومد و اون در مورد بچه بود یعنی اگه خیالم راحت میشد که به بچه انتقال پیدا نمیکنه صددرصد با وجود نرو این ازدواج میپذیرفتم. این نگرانی حتما برای اون خانم هم پیش میاد پس شما در این زمینه تحقیق کنید چون ایشون این سوال میپرسن. من خودم متاهلم نرو ندارم ولی اصلا با همسرم تفاهم ندارم دقیقا مثل دو تا خروس جنگی. میخوام به دوستان بگم فکر نکنن کسایی که پوست سالم دارن و ازدواج میکنن خوشبخت میشن. اون هایی که تنها با وجود نرو شما رو رد میکنن به اصل ازدواج و هدفی که خداوند از ازدواج گذاشته پی نبردن. اومدیم یک خانم و اقای سالم مثلا بعد از ازدواج دچار سوختگی شدن ایا باید اون زندگی بهم بخوره ؟نرو هم این حالت داره دیگه فقط اگه میشد به بچه منتقل نشه خیلی خوب بود این نگرانی رو دوست منم داره. و اما در مورد مردم و نحوه برخوردشون کاملا موافقم ولی باید تو بیخیالی سیر کرد وگرنه حکایت زندگی میشه مثل اون پدر و پسر و الاغشون که هرکار میکردن مردم حرف میزدن. امیدوارم به خانوم دکتر بر نخوره بلا نسبت شما بعضی از پزشک ها از مردم عادی بدترن و اصلا مواظب کلامشون نیستن و بعضی اوقات با چینش کلماتشون مریض داغون میکنن کاش چند واحد برخورد با بیمار و استفاده از کلام درست تو رشته پزشکی قرار .جویباری: سلام مینا جان. من پزشک نیستم. PhD آموزش پرستاری (دانشیار و عضو هیات علمی دانشگاه) هستم. توسط:مهدیهتینا جان سلام این که شما میگی مادربزرگت برای زمان قدیم است که اینقدر به این مسائل توجه نمیشد و مورد دیگه حداقل آقایون با شرایط این بیماری می تونند عاشق بشن و دوست داشته باشند ما خانمها که یا بهتره بگم حداقل خود من تا الان این جرات را در خودم ندیدم که دوست داشته باشم توسط:*.:。✿*゚تینا*.:。✿*اگر کلید قلبی رونداری، قفلش نکن .اگر خداحافظی توکار هست سلام نکن... توسط:*.:。✿*゚تینا*.:。✿*گر در بیابان ها صد سال ویران شوی ، بهتر است اندر وطن محتاج نامردان شوی توسط:محمدباز هم خوشا به شماها. من باید چی بگم. که بدنم هم لکه لکه هست و هم غده یا زگیل داره.اون کسی که دوستش داشتم من را بخاطر این بیماری تنها گذاشت که البته حق داشت.خیلی سخته که ادم مشکلی داشته باشه و نتونه حلش کنه. شاید این هم سرنوشت ما باشه*خوب شماها فقط خوبه مشکلوتون لکه و این هم تاحدی بهتر از مشکل منه  اما باید با تمام مشکلات خدا رو شکرکرد . ایمیل من  mohamadsalehi008@gmail.com توسط: میناسپیده جان مگه خیانت کردن تو افرادی که پوست سالم دارن رخ نمیده؟توسط:*.:。✿*゚تینا*.:。✿*مهدیه جان قربونت برم .. من امیدم رو از دست نمیدم.....من تا وقتی زنده ام امید دارم . حرفت رو کاملا قبول دارم قدیم اصلا زن ومرد همو نمی دیدن...اما ما نمیتونم با این فکر زندگی کنیم شاید کسی پیدا شد که ما رو با این مشگلمون پذیرفت... ما مشگله جسمی نداریم . خدا رو شکر میکنم .راضی ام به رضای خدا شعار نمیدم حرفه دلم رو میگم.....من از امتحانای خدا خسته نمیشمتوسط:*.:。✿*゚تینا*.:。✿*کاش رویا هایمان روزی حقیقت می شدند... تنگنای سینه ها دشت محبت می شدند... سادگی مهر و صفا قانون انسان بودن است... کاَش قانونهایمان یک دم رعایت می شدند ... اشکهای همدلی از روی مکر است و فریب ...، کاش روزی چشم هامان با صداقت می شدند... گاهی از غم می شود ویران دلم ...، کاشکی دلها همه مردانه قسمت میشدند توسط: پارساراستی دوستان تا اونجا که من دنبالش بودم و شنیدم با لقاح مصنوعی بی هیچ خطری میشه بچه دار شد. فقط ممکنه چند قلوزایی بشه.با پزشکان ژنتیک مشورت کنین تا کسی مثل خودمون نیاد به این دنیا.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۲ ، ۰۷:۵۵
دانیال ک.
آیت الله بهجت: ما وظیفه داریم که در تعلیم، تلاوت و عمل به قرآن کوشش کنیم. ولی ما شبهای احیا قرآن بر سر می گذاریم؛ و در مقام عمل، آیه های حجاب، غیبت، کذب، و آیات: (وَیلٌ لِلمُطَفّفینَ: وای بر کم فروشان.) و نیز: (فَلا تَقُل لَهُما أُفٍّ: پس به پدر و مادر، اُف نگو.) همچنین: (وَلا تًمشِ فِی الأَرضِ مَرَحاً: و با ناز و تکبر در روی زمین راه مرو.) و ... را زیر پا می گذاریم.  http://bahjat.org/index.php/2011-09-11-17-11-53/nokteha/675-2011-09-11-16-55-24.html
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آذر ۹۲ ، ۱۸:۲۴
دانیال ک.
هنگامی که ما دعا می خوانیم، می پذیریم که قادر به حل مشکلات خود نیستیم . بنابراین ما خود را کمتر می بینیم، و منیّت ما کاسته می شود. با  کاسته شدن منیّت،  سطح معنوی ما بطور موقت افزایش می یابد.  وقتی که ما سپاس می گوییم، تواضع در ما  افزایش  می یابد  که حتی بیشترین تاثیر مثبت را برای سطح معنوی  ما دارد. همانطوری که ما در معنویات رشد می کنیم به سطوح بالاتر قدرت کیهانی دست می یابیم. در یک دیدگاه کلی کمترین سطح قدرت، قدرت فیزیکی است. اکثر مردم دنیا تمام زندگی شان را صرف رسیدن به این جنبه ی قدرت می کنند.    مصرف داروها برای شفای بیماری ها -  مثال: خشک کننده ها برای از بین بردن جرم ها    سلاح ها فیزیکی برای کشتن    قدرت مالی    قدرت سیاسی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آذر ۹۲ ، ۱۷:۳۲
دانیال ک.
هشتاد درصد از مشکلاتِ  زندگی، ریشه ای معنوی دارند. سرنوشت و اجداد متوفی،  دو عاملِ بسیار مهم در مشکلات زندگی هستند.   http://www.spiritualresearchfoundation.org  توسط: سپیده آی گفتی دکتر جونم دقیقا همینطوره استرس، یکی از جنبه های معنوی است که مشکلاتی در زندگی ما بوجود می آورد که توسطِ بدنِ ناآشکارِ اجدادِ در گذشته (فوت شده)،  به ما منتقل می شود. همچنین ، یکی از عادی ترین عوامل معنوی است که  به یک شکل و یا اشکالِ دیگر، بر تمامی انسان ها  اثر می کند.  انواع مشکلاتِ مردم را که ناشی از اجدادِ فوت شده هستند: از بدنِ نا آشکارِ اجداد ما ، در فرزندانمان، استرس ایجاد می شود که بصورت های مختلف،  در زندگی روزمره نمایان می گردد و در زندگی دنیوی ما و همچنین تمرین های معنوی، مانع ایجاد می نماید.  در بعضی مواقع به نظر می رسد که تمامِ خانواده، در ابری  تاریک هستند و هر کدام از اعضای  خانواده،  درگیرِ مشکلاتِ متفاوتی هستند که سعی دارند بر آنها غلبه نمایند . مشکلات اجدادیِ ایجاد شده بصورت های مختلفِ زیر هستند :      .  ناتوانی در ازدواج    .  ناهماهنگی در ازدواج     .  اعتیاد:  حدود 70 درصد از علل اعتیاد ، اجدادی هستند  که فوت شده اند.      .   قبول نشدن در امتحانات با وجودِ مطالعه ی کافی      .   از دست دادنِ شغل      .    مشکل در بچه دار شدن      .   سقط جنین      .    بدنیا آوردن فرزندان عقب افتاده ذهنی یا فرزندانی که نیاز به مراقبت های ویژه دارند.      .  مرگ در کودکی سقط جنین و مرگ در کودکی و غیره زمانی اتفاق می افتد که بدنِ ناآشکارِ اجداد ، با دیگر عواملِ اصلی ِ معنوی، مانندِ امکانِ مرگ  مقدر شده، همراه باشد. در حالیکه امکان دارد که انواعِ مشکلاتِ فوق،  نشانه ای  قوی از مشکلاتِ اجدادی باشند، تنها یک استادِ معنویِ پیشرفته  می تواند علت ریشه ای مشکل را با اطمینان بیان کند. در سطح خِرَدی،  ما می توانیم از دو قانون کلی زیر نتیجه بگیریم که آیا علتِ درد و رنج، معنوی است  یا خیر:  - تمامی راه حل ها، برای برطرف کردنِ مشکل، با شکست مواجه شده باشند. این امر، به ویژه در مورد مشکلاتی است که به آسانی از طریقِ علومِ پیشرفته قابل درمان است، مانند آلرژیِ پوستی یا درد قفسه ی سینه و غیره. - تعدادی از اعضای خانواده  (4 نفر از 5 نفر) هرکدام از مسائل  ذکر شده در بالا را همزمان تجربه کنند. دلیلِ تحت تاثیر گرفتنِ تمامی اعضای خانواده این است که اجدادِ همگیِ آنها، یکسان هستند.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آذر ۹۲ ، ۱۷:۲۵
دانیال ک.
نقل قول از آیت الله مصباح: "... یک روز ما رفتیم درس ایشان (آیت الله بهجت) با یک حالت بشّاشی فرمودند که من امروز یک چیزی از این بچه ها یاد گرفتم، ... مضمونش این بود... فرمودند من اینجا نشسته بودم داشتم مطالعه می کردم یک فقیری آمد درب منزل و به این بچه ها گفت که برو از مامانت نانی چیزی برای من بگیر بیاور، آن بچه گفت که برو از مامانت بگیر، این فقیر گفت که من گرسنه هستم احتیاج دارم تو برو به مامانت بگو یک چیزی به من بدهد، دوباره خیلی صریح گفت برو از مامانت بگیر، دو سه مرتبه این تکرار شد تا این فقیر بالاخره دید نه این بچه ها از جایشان بلند نمی شوند رفت دنبال کارش.  آنچه من یاد گرفتم این است که اگر ما خدا را به اندازه مامان حساب می کردیم به اندازه اینکه این بچه می فهمد که هرچه می خواهد از مامانش باید بگیرد، اگر این را ما یاد می گرفتیم که هرچه می خواهیم برویم از خدا بخواهیم بار ما بسته می شد، مشکل ما این است که خدا را کاره ای نمی دانیم نمی رویم سراغ او،..." منبع
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ آذر ۹۲ ، ۱۳:۵۶
دانیال ک.
.١- در اصول کافی در حدیثی به  نقل از ائمۀ اطھار می خوانیم که: خداوند بواسطۀ بلایا از بندگانشدلجوئی می کند  و این بدان دلیل است که آدمی به ھنگام بیماری و فقر و مصیبت ھاست که خداوند را جداً و قلباً صدا می زند. پس خدا در این مواقع از آدمی دل می برد و دل بسوی خدا می رود و لذا صاحبش ھم این دلبر را صدا می زند یا به مھر و عطوفت و یا قھر و غضب. ٢- خدا تنھا موضوع و موجودی است که آدمی ھر چه که  بیشتر یادش کند دلش برایش بیشتر باز می شود تا آنجا که دل خانۀ خدا می شود و خدا در دل وارد می شود و در جھان بیرون دیدار می شود. در حالی که یاد ھرکس یا چیز دیگری ھر چه که بیشتر باشد بیشتر موجب دلتنگی و حس فراق می شود و این دوری شدید می گردد. ٣- یاد خدا موجب نزدیکی و وصال و دیدار با او می شود و قویترین عنصر یادآورندۀ خدا در بشر ھم ان بلایا می باشند. ۴- در بلایای شدیدتر آنگاه که ھیچ کس قادر به یاری انسان نیست خداوند به تنھائی و خالصانه یاد می شود و این یاد است که اساس وصال و دیدار است. ۵- خود خدا می فرماید که خواسته ھای مشرکانۀ بشر را پاسخ نمی دھد و تا غیر خدا در دل انسان اثری دارد خداوند پاسخ نمی دھد و در سخت ترین و لاعلاج ترین بلایا است که انسان دچار چنین شرایط روحی می شود و از خدا پاسخ می یابد. ۶- خداوند انسان را فقط در تنھائی محض پاسخ می دھد در درجات و بلایا موجب تنهائی انسان می شوند. پس خداوند ھر که را بیشتر دوست بدارد بلای شدیدتر و لاعلاجتری بسرش می آورد تا ھمه از او فرار کنند و او ھم از ھمه قطع امید کند تا فقط خدا را ندا دھد و خدا ھم پاسخش دھد. ٧- پس ذات ھر بدبختی و بلائی ھمان خدا است. پس مقصود ذاتی از ھر بلائی ارتباط مستقیم خدا با انسان است . پس اگر این ارتباط برقرار شود رفع بلا می گردد زیرا مقصود حاصل آمده است. ٨- پس ھمۀ بدبختی ھا و امراض ماندگار یعنی لاعلاج حاصل آن است که انسان به غیر خدا رجوع می کند و یا خدا را به تنھائی و خالصانه به مدد نمی خواھد و لذا آن بلا آنقدر می ماند تا به مقصودش نائل آید یعنی انسان خالصانه فقط روی به خدا کند و از او مدد جوید. این ھم ساده ترین راه درمان ھمۀ امراض و بدبختی ھای لاعلاج بشر! ٩- پس واضح است که انسان به ھنگام رویکرد ھر بلائی بایستی به سرعت روی به انزوا و تنھائی برود و با خدا ارتباطی مستقیم و خالصانه برقرار نماید ولی عموم آدمھا روشی خلاف این در پیش می گیرند و لذا یک بلای فردی را تبدیل به بدبختی ماندگار ساخته و آن را عمومی ھم می سازند یعنی توسعه می دھند. ١٠ - ھر بلائی که نازل می آید حضور خود خدا در بشر است. ولی اکثر آدمھا از آن بلا روی گردان شده و متوسل به دیگران می شوند تا بلا را نابود سازند و این است که بلا ماندگار می شود تا فرد روی به آن نماید و آنرا پذیرا شود و ببیند که این بلا نیست بلکه خداست که با او حرف دارد. وقتی حرفش را زد و شنید بلا ھم می رود و فقط خدا می ماند. ١١ - آنچه که بلا و بدبختی و درد نامیده می شود زنگار و پژواک صدای خدا در بشر است که روی بمن کن به این سوی! و چون روی به او کنی خدا را می بینی و دیگر بلا را نمی بینی. بلا، صدای خداست، فریاد خداست. گوش دھید تا فریاد نزند. منبع :   http://khanjany.com
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ آذر ۹۲ ، ۰۹:۱۳
دانیال ک.
اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ بَهاَّئِکَ بِاَبْهاهُ وَکُلُّ بَهاَّئِکَ بَهِیُّ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِبَهاَّئِکَ کُلِّهِ خدایا از تو می خواهم به درخشنده ترین مراتب درخشندگیت.  و تمام مراتب آن درخشنده است.  خدایا درخواست کنم به همه مراتب درخشندگیت اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ بَهاَّئِکَ بِاَبْهاهُ وَکُلُّ بَهاَّئِکَ بَهِیُّ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِبَهاَّئِکَ کُلِّهِ خدایا از تو می خواهم به درخشنده ترین مراتب درخشندگیت. و تمام مراتب آن درخشنده است خدایا درخواست کنم به همه مراتب درخشندگیت اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ جَمالِکَ بِاَجْمَلِهِ وَکُلُّ جَمالِکَ جَمیلٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِجَمالِکَ کُلِّهِ خدایا از تو خواهم به زیباترین مراتب جمالت با اینکه تمام مراتب جمالت زیبا است خدایا از تو خواهم به همه مراتب جمالت اللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ جَلالِکَ بِاَجَلِّهِ وَکُلُّ جَلالِکَ جَلیلٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِجَلالِکَ کُلِّهِ خدایا از تو خواهم به باشکوهترین مراتب جلالت با اینکه تمام مراتب جلال تو باشکوه است خدایا از تو خواهم به همه مراتب جلالت اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ عَظَمَتِکَ بِاَعْظَمِها وَکُلُّ عَظَمَتِکَ عَظَیمَةٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِعَظَمَتِکَ کُلِّها خدایا از تو خواهم به بزرگترین مرتبه عظمتت با اینکه تمام مراتب عظمتت بزرگ است خدایا از تو خواهم به همه مراتب عظمتت اَللّهُمَّ اِنّی اَسَئَلُکَ مِنْ نُورِکَ بِاَنْوَرِهِ وَکُلُّ نُورِکَ نَیِّرٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِنُورِکَ کُلِّهِ خدایا از تو خواهم به نورانی ترین مراتب روشنیت با اینکه تمام مراتب روشنیت نورانی است خدایا از تو خواهم به همه مراتب نورت اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ رَحْمَتِکَ بِاَوْسَعِها وَکُلُّ رَحْمَتِکَ واسِعَةٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِرَحْمَتِکَ کُلِّها خدایا از تو خواهم به وسیعترین مراتب رحمتت با اینکه تمام مراتب رحمتت وسیع است خدایا از تو خواهم به همه مراتب رحمتت اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ کَلِماتِکَ بِاَتَمِّها وَکُلُّ کَلِماتِکَ تاَّمَّةٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِکَلِماتِکَ کُلِّهَا خدایا از تو خواهم به تمامترین کلمات (و سخنانت ) با اینکه همه سخنانت تمام است خدایا از تو خواهم به همه سخنانت اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ کَمالِکَ بِاَکْمَلِهِ وَکُلُّ کَمالِکَ کامِلٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِکَمالِکَ کُلِّهِ خدایا از تو خواهم به کاملترین مرتبه کمالت با اینکه تمام مراتب کمالت کامل است خدایا از تو خواهم به همه مراتب کمالت اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ اَسماَّئِکَ بِاَکْبَرِها وَکُلُّ اَسْماَّئِکَ کَبیرَةٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاَسْماَّئِکَ کُلِّها خدایا از تو خواهم به بزرگترین نامهایت با اینکه تمام نامهایت بزرگ است خدایا از تو خواهم به همه نامهایت اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ عِزَّتِکَ باَعَزِّها وَکُلُّ عِزَّتِکَ عَزیزَةٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِعِزَّتِکَ کُلِّها خدایا از تو خواهم به عزیزترین مقام عزتت گرچه همه مراتب عزتت عزیز است خدایا از تو خواهم به همه مراتب عزتت اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ مَشِیَّتِکَ بِاَمْضاها وَکُلُّ مَشِیَّتِکَ ماضِیَةٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِمَشِیَّتِکَ کُلِّها خدایا از تو خواهم به حق گذراترین مشیتت گرچه تمام مراتب مشیتت گذرا است خدایا از تو خواهم تمام مراتب مشیتت اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ قُدْرَتِکَ بِالْقُدْرَةِ الَّتی اسْتَطَلْتَ بِها عَلی کُلِّشَیْءٍ وَکُلُّ قُدْرَتِکَ مُسْتَطیلَةٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِقُدْرَتِکَ کُلِّها خدایا از تو خواهم به حق آن قدرتت که احاطه پیدا کردی بدان بر هر چیز گرچه تمام مراتب قدرتت چنین است خدایا از تو خواهم به همه مراتب قدرتت اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ عِلْمِکَ بِاَنْفَذِهِ وَکُلُّ عِلْمِکَ نافِذٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِعِلْمِکَ کُلِّهِ خدایا از تو خواهم به حق نافذترین مراتب دانشت گرچه تمام مراتب دانشت نافذ است خدایا از تو خواهم به تمام مراتب دانشت اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ قَوْلِکَ بِاَرْضاهُ وَکُلُّ قَوْلِکَ رَضِیُّ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِقَوْلِکَ کُلِّهِ خدایا از تو خواهم به حق پسندیده ترین سخنانت با اینکه همه سخنانت پسندیده است خدایا از تو خواهم به حق همه سخنانت اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ مَساَّئِلِکَ بِاَحَبِّها اِلَیْکَ وَکُلُّ مَساَّئِلِکَ اِلَیْکَ حَبیبَةٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِمَساَّئِلِکَ کُلِّها خدایا از تو خواهم به حق محبوبترین خواسته هایت پیش تو گرچه همه خواسته هایت پیش تو محبوب است خدایا از تو خواهم به حق همه خواسته هایت اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ شَرَفِکَ بِاَشْرَفِهِ وَکُلُّ شَرَفِکَ شَریفٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِشَرَفِکَ کُلِّهِ خدایا از تو خواهم به حق شریفترین مراتب شرفت با اینکه تمام مراتب آن شریف است خدایا از تو خواهم به همه مراتب شرفت اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ سُلْطانِکَ بِاَدْوَمِهِ وَکُلُّ سُلطانِکَ داَّئِمٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِسُلْطانِکَ کُلِّهِ خدایا از تو خواهم به حق ابدی ترین مراتب سلطنت گرچه تمام مراتب سلطنتت جاویدان است خدایا از تو خواهم به حق تمام مراتب سلطنتت اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ مُلْکِکَ بِاَفْخَرِهِ وَکُلُّ مُلْکِکَ فاخِرٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِمُلْکِکَ کُلِّهِ خدایا از تو خواهم به حق گرانمایه ترین مراتب فرمانرواییت گرچه تمام مراتب فرمانرواییت گرانمایه است خدایا از تو خواهم به همه مراتب فرمانرواییت اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ عُلُوِّکَ بِاَعْلاهُ وَکُلُّ عُلُوِّکَ عالٍ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِعُلُوِّکَ کُلِّهِ خدایا از تو خواهم به والاترین مقام بلندت گرچه همه مراتب آن والاست خدایا از تو خواهم به همه مراتب بلندیت اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ مَنِّکَ بِاَقْدَمِهِ وَکُلُّ مَنِّکَ قَدیمٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِمَنِّکَ کُلِّهِ خدایا از تو خواهم به حق قدیمترین نعمتت گرچه همه نعمتهایت قدیم است خدایا از تو خواهم به حق نعمتهایت اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ آیاتِکَ بِاَکْرَمِها وَکُلُّ آیاتِکَ کَریمَةٌ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِآیاتِکَ کُلِّها خدایا از تو خواهم به حق گرامی ترین آیاتت گرچه همه آیات تو گرامی است خدایا از تو خواهم به حق همه آیاتت اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِما اَنْتَ فیهِ مِنَ الشَّاْنِ وَالْجَبَرُوتِ وَاَسْئَلُکَ بِکُلِّ شَاْنٍ وَحْدَهُ وَ جَبَرُوتٍ وَحْدَها خدایا از تو خواهم بدانچه در آنی از شاءن و مقام و بزرگی واز تو خواهم به هر شاءن و مقامی جدا و بهر بزرگی جداگانه اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِما تُجیبُنی [بِهِ] حینَ اَسْئَلُکَ فَاَجِبْنی یا اَللّهُ خدایا از تو خواهم به آنچه اجابت کنی دعایم را هنگامی که از تو خواهم که اجابت کنی ای خدا توسط: ازاده سلام .ممنونم ازتون .روزای اول برام خیلی سخت بود ولی الان قبول  کردم مریضیم و فقط خدا رو شکر میکنم واسه ازمون ارشد آماده میشم.زندگی و باید ساخت میخام دوباره زندگیم و بسازم  ازتون واقعا ممنونم سایت خیلی بهم کمک کرد وقتی میبینم خیلیا مثل من هستن احساس تنهایی نمیکنم البته خیلی ناراحت هستم برای هممون و فقط دعای  سلامتی واسه همه بیمارا میکنم و شفاعت از خدا برای همه. من تو کما رفتم  4ماه پیش. برای عمل دومم با شوک به زندگی برگشتم مرگ و احساس کردم فقط صدای مامانم و شنیدم و به زندگی برگشتم خدا رو شکر میکنم بابت اینکه کنارشم . الهی یه روز همه بیمارستان‌ها خالی و هیچ مریضی نباشه همه سالم و سلام کنار خانواده هاشون باشن
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ آذر ۹۲ ، ۰۸:۲۷
دانیال ک.
گفتم : خسته ام گفتی: هرگز از رحمت خدا نا امید مباشید(زمر-۵۳). گفتم : کسی را ندارم گفتی: از رگ گردن به تو نزدیکترم(ق-۱۶). گفتم : انگار مرا فراموش کرده ای گفتی: مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم (بقره-۱۵۲). گفتم : دلم خیلی گرفته گفتی: باید به فضل و رحمت خدا شادمان شوید(یونس-۵۸). گفتم : خیلی تنهام گفتی : آیا خداوند برای بنده ی خویش کافی نیست؟(زمر-۳۶) گفتم : تا کی باید صبر کنم؟ گفتی: و تو چه میدانی! شاید آن ساعت بسیار نزدیک باشد(احزاب-۶۳)♥ . سپیده: بسیار عالیییییییییی سپیده: تنهایی ام را با تو قسمت می کنم  سهم کمی نیست گسترده تر از عالم تنهایی من  عالمی نیست غم آنقدر دارم که می خواهم تمام فصل ها را بر سفره ی رنگین خود بنشانمت بنشین  غمی نیست  حوای من بر مگیر این خودستایی را که بی شک  تنهاتر از من در زمین و آسمانت آدمی نیست  آیینه ام را بر دهان تک تک یاران گرفتم تا روشنم شد در میان مردگانم همدمی نیست همواره چون من نه فقط یک لحظه خوب من بیندیش لبریزی از گفتن ولی در هیچ سویت همدمی نیست من قصدنفی بازی گل را و باران راندارم شاید برای من که همزاد کویرم شبنمی نیست شایدبه زخم من که می پوشم ز چشم شهر آن را  در دست های بینهایت مهربانت  مرهمی نیست شاید و شاید هزاران شاید دیگر اگرچه  اینک به گوش انتظارم جز صدای  مبهمی نیست محمدعلی بهمنی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ آذر ۹۲ ، ۰۲:۳۴
دانیال ک.
توسط:سپیده: سلام . هوا خیلی سرده منجمد شدیم بعدش این قالب برفی وبلاگ رو هم گذاشتین قشنگه ولی دچار یخ زدگی میشیماگه چند تا رنگ گرم بهش اضافه کنید بهتر میشهسلام سپیده جان .اگر در یافتن قالب خوب به ما کمک کنید ممنون می شویم. فعلا عوض کردم تا بهترش را پیدا کنم. این یکی داخل منزل است و گرم و نرم. سپیده:ممنون عزیزمالان گرم شدم توسط:فریادسلام . من نیز تمایل دارم با دوستان در این وبلاگ همکاری کنم. لطفا راهنمایی کنید.سلام فریاد عزیز . لطفا مطالبی را که مایل هستید تا در این وبلاگ منتشر شود را در بخش نظر دهید برایمان بفرستید به نام خودتان منتشر خواهد شد. پیشنهاد این است که به جای فریاد، از نام کاربری مهر و ماه برایتان استفاده کنید زیرا بار معنایی مثبتی دارد. باز هم هر جور که خودتان مایل هستید.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۹۲ ، ۱۴:۱۷
دانیال ک.
سپیده : اتفاقا امروز یک ظرف سفالی تقریبا شبیه همین خریدمقبلا گنجشک میومد تو حیاطمونولی الان دیگه حیاط نداریم
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۹۲ ، ۱۴:۰۶
دانیال ک.