چون روی به او کنی دیگر بلا را نمی بینی
پنجشنبه, ۲۸ آذر ۱۳۹۲، ۰۹:۱۳ ق.ظ
.١- در اصول کافی در حدیثی به نقل از ائمۀ اطھار می خوانیم که: خداوند بواسطۀ بلایا از بندگانشدلجوئی می کند و این بدان دلیل است که آدمی به ھنگام بیماری و فقر و مصیبت ھاست که خداوند را جداً و قلباً صدا می زند. پس خدا در این مواقع از آدمی دل می برد و دل بسوی خدا می رود و لذا صاحبش ھم این دلبر را صدا می زند یا به مھر و عطوفت و یا قھر و غضب.
٢- خدا تنھا موضوع و موجودی است که آدمی ھر چه که بیشتر یادش کند دلش برایش بیشتر باز می شود تا آنجا که دل خانۀ خدا می شود و خدا در دل وارد می شود و در جھان بیرون دیدار می شود. در حالی که یاد ھرکس یا چیز دیگری ھر چه که بیشتر باشد بیشتر موجب دلتنگی و حس فراق می شود و این دوری شدید می گردد.
٣- یاد خدا موجب نزدیکی و وصال و دیدار با او می شود و قویترین عنصر یادآورندۀ خدا در بشر ھم ان بلایا می باشند.
۴- در بلایای شدیدتر آنگاه که ھیچ کس قادر به یاری انسان نیست خداوند به تنھائی و خالصانه یاد می شود و این یاد است که اساس وصال و دیدار است.
۵- خود خدا می فرماید که خواسته ھای مشرکانۀ بشر را پاسخ نمی دھد و تا غیر خدا در دل انسان اثری دارد خداوند پاسخ نمی دھد و در سخت ترین و لاعلاج ترین بلایا است که انسان دچار چنین شرایط روحی می شود و از خدا پاسخ می یابد.
۶- خداوند انسان را فقط در تنھائی محض پاسخ می دھد در درجات و بلایا موجب تنهائی انسان می شوند. پس خداوند ھر که را بیشتر دوست بدارد بلای شدیدتر و لاعلاجتری بسرش می آورد تا ھمه از او فرار کنند و او ھم از ھمه قطع امید کند تا فقط خدا را ندا دھد و خدا ھم پاسخش دھد.
٧- پس ذات ھر بدبختی و بلائی ھمان خدا است. پس مقصود ذاتی از ھر بلائی ارتباط مستقیم خدا با انسان است . پس اگر این ارتباط برقرار شود رفع بلا می گردد زیرا مقصود حاصل آمده است.
٨- پس ھمۀ بدبختی ھا و امراض ماندگار یعنی لاعلاج حاصل آن است که انسان به غیر خدا رجوع می کند و یا خدا را به تنھائی و خالصانه به مدد نمی خواھد و لذا آن بلا آنقدر می ماند تا به مقصودش نائل آید یعنی انسان خالصانه فقط روی به خدا کند و از او مدد جوید. این ھم ساده ترین راه درمان ھمۀ امراض و بدبختی ھای لاعلاج بشر!
٩- پس واضح است که انسان به ھنگام رویکرد ھر بلائی بایستی به سرعت روی به انزوا و تنھائی برود و با خدا ارتباطی مستقیم و خالصانه برقرار نماید ولی عموم آدمھا روشی خلاف این در پیش می گیرند و لذا یک بلای فردی را تبدیل به بدبختی ماندگار ساخته و آن را عمومی ھم می سازند یعنی توسعه می دھند.
١٠ - ھر بلائی که نازل می آید حضور خود خدا در بشر است. ولی اکثر آدمھا از آن بلا روی گردان شده و متوسل به دیگران می شوند تا بلا را نابود سازند و این است که بلا ماندگار می شود تا فرد روی به آن نماید و آنرا پذیرا شود و ببیند که این بلا نیست بلکه خداست که با او حرف دارد. وقتی حرفش را زد و شنید بلا ھم می رود و فقط خدا می ماند.
١١ - آنچه که بلا و بدبختی و درد نامیده می شود زنگار و پژواک صدای خدا در بشر است که روی بمن کن به این سوی! و چون روی به او کنی خدا را می بینی و دیگر بلا را نمی بینی. بلا، صدای خداست، فریاد خداست. گوش دھید تا فریاد نزند.
منبع : http://khanjany.com
۹۲/۰۹/۲۸