برون شو ای غم از سینه که لطف یار میآید
چهارشنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۴، ۰۶:۵۷ ق.ظ
برون شو ای غم از سینه که لطف یار میآیدتو هم ای دل ز من گم شو که آن دلدار میآید
نگویم یار را شادی که از شادی گذشتست اومرا از فرط عشق او ز شادی عار میآید
مسلمانان مسلمانان مسلمانی ز سر گیریدکه کفر از شرم یار من مسلمان وار میآید
برو ای شکر کاین نعمت ز حد شکر بیرون شدنخواهم صبر گر چه او گهی هم کار میآید
روید ای جمله صورتها که صورتهای نو آمدعلم هاتان نگون گردد که آن بسیار میآید
در و دیوار این سینه همیدرد ز انبوهیکه اندر در نمیگنجد پس از دیوار میآید
#مولانا
۹۴/۰۹/۱۱