پیشگیری از بیماری نوروفیبروماتوز Neurofibromatosis

نوروفیبروماتوز بیماری ژنتیکی Iranian Patients with Neurofibromatosis

نوروفیبروماتوز بیماری ژنتیکی Iranian Patients with Neurofibromatosis

من دکتر لیلا جویباری عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی گلستان هستم که به همراه گروهی از هموطنان عزیزم که بیماری ژنتیکی نوروفیبروماتوز دارند، این وبلاگ را به عنوان وبلاگ پشتیبان مدیریت می کنیم. از حمایت و همراهی شما عزیزان سپاسگزاریم.
وبلاگ اصلی ما به نام زندگی با نوروفیبروماتوز است به آدرس

http://iran-neurofibromatosis.net

I am Dr Leila Jouybari , faculty member from Golestan University of Medical Sciences, Gorgan, Iran. With collaboration of a group of Iranian NF patients we manage this website.

Thank you for your support

Our main website is: http://iran-neurofibromatosis.net

Join us to Tel Channel :

https://telegram.me/livingwithNF

طبقه بندی موضوعی
مرکز ملی اموزش ژنتیک و ژنومیک   توسط: ....سلام. می خواهم ازدواج کنم ولی تردید دارم.شما راهنمایی کنید کلا به ازدواج فکر کنم یانه؟راه درست تر چیه؟خسته شدم از بس فکر کردم تو این چند سال. با وجود نورو به نظر شما بهترین تصمیم برای ادامه ی زندگی چیست؟ مجرد بودن یا متاهل شدن؟ پاسخ (دکتر جویباری) سلام. ازدواج کنید. اما به ازدواج فکر نکنید. اگر موقعیت آن رخ داد ازدواج کنید. این که با چه کسی ازدواج کنید کسی که وضعیت مشابه ای دارد یا خیر؟ به نظر می رسد کسی که وضعیت مشابه ای دارد درک متقابلی هم در زندگی خواهد داشت.  حاصل ازدواج الزاما فرزنداوری نیست.    نظر سایر دوستان:   توسط: م مشکل من نیز همینه. آیا ازدواج کنم یا تجرد را انتخاب کنم تو این دوره که با وجود مشکلات اقتصادی و دیگر مشکلات مثل فقر و تنهایی ....چطور می شود مجرد ماند.    توسط:.... سلام . شخصی که میخوام باهاش ازدواج کنم .... راجع به انتقال به بچه گفتن با آزمایش ژنتیک حلش می کنیم نشدم از پرورشگاه می گیریم.   پاسخ: از لیلا جویباری: سلام . به نظرم ایده خوبی است. اگرچه از نظر آزمایشات ژنتیکی در ایران و پیشگیری تا حدی مقدور است ولی بهتر است در حال حاضر روی این انتخاب خیلی حساب باز نکنید چون مشکلات متعددی دارد   اما نجات یک کودک از زندگی پرورشگاه و آوردن به کانون گرم خانواده ایده بسیار پسندیده ای است.   چهارشنبه ۲۷ آبان۱۳۹۴   توسط: نی نواز ما فقط در یک جنبه از زندگی با دیگر هموطنان متفاوتیم که آن هم بیماری نورو هستش. اما در بقیه مسایل همدردیم  مثل نداشتن شغل، نداشتن هزینه ازدواج. البته در موارد یاد شده از بقیه حادتر هستیم چون کمتر کسی به افرادی مثل ما کار می دهد. اما در مورد ازدواج با همدرد. متاسفانه ما اینقدر پراکنده و دور از هم هستیم که مشکل می شود همدیگر را بشناسیم. اشتراک ما فقط در بیماری هست. اما در فرهنگ، زبان، مذهب و حتی دین فاصله ی زیادی داریم. تازه با مشکلات اقتصادی یاد شده و نبود شغل مناسب حتی زندگی دو شخص که بیماری نورو دارند را هم دچار مشکل می کند. اما اگر شرایط مناسب بود ازدواج کنید. چون مسایل ج ن س ی و نبود عاطفه و ج ن س مخالف انسان را دچار بیماری های روحی روانی می کند. چون همه ی انسان ها به روابط ج ن س ی و عاطفه احتیاج دارند. پس ازدواج کنید و به شریک زندگی خود عشق بورزید. آذر 1394  توسط: پارسا سلام  بابا دوستان بیخیال چقدر افسرده هستینازدواج کنین تفریح کنین خوش بگذرونین و....زندگی 2 روزه لذت ببرین ازش  هر چی سخت بگیرین بدتر میشه منم مثل شما این بیماری رو دارمحاد تر از شما هست یا نه ؟؟!!! نمیدونممنم مشکل کم ندارم ولی تمام تلاشم رو می کنم که زندگی بهم خوش بگذرهشاد باشین و به مشکلاتتون بخندین   توسط: zahra با سلام. ازدواج نکن. مگه زندگی همش به کنار یکی بودنه. حرف مردم اصلا اهمیتی نداره که بگن ازدواج نکرده. وجدان خودتونو قاضی کنید ایا حاضری یکی مثل خودتون به حامعه اضافه کنید که اونم وقتی بزرگ شد دغدغه مثل ما داشته باشه. تو را به خدا نذارید این بیماری زیاد شه. ما که یه طرف این بیماری رو داده وای به حال کسانی که می خوان با یکی، مثل خودشون ازدواج کنن چی می خواد بشه عمق فاجعه.... اونای که سالم با سالم ازدواج میکنن بچه هاشون مریضه وای به حال ما...خود دانی. شما با وجدان و درصدی که احتمال می دید بچتون مریض شه میذارم تصمیم بگیری.... لطفا نظرمو تاییید کنید همه بخونند در مورد دیدگاهم بگن اشتباه یا نه  توسط: لیلا سلام. ازدواج کردن هیچ ربطی به انتقال این بیماری نداره. می توان بچه دار نشد. من در کل خانواده پدری و مادری. حتی چند نسل آنطرف هم این مشکل رو نداشتن و الحمدالله ندارند . من بعد 20 سال دچار این عارضه شدم و در سن 27 سالگی به اوج رسید و یهویی متوقف شد و هم اکنون که 34 ساله هستم مجدد بدنم داره تازه ندول می زنه . واقعا که خخخخخ     توسط: سپیده با پارسا موافقم باید تو لحظه زندگی کرد و از زندگی لذت برد    توسط: پارسا تا حالا شده برین سغر؟؟؟تا حالا شده بی خیال همه چی بشین و فقط بخندین؟؟؟؟یه مثال براتون بزنم: میرین سینما یه فیلم رو ببینینمیفهمین فیلم کلا مزخرفه چیکار میکنین؟؟از سینما میاین بیرون؟؟اگه درا بسته بود چی؟؟؟میشینین تا ته فیلم رو میبینین و هی به خودتون بد و بیراه میگین چرا اومدین این فیلم؟؟؟حالا که تو سینمایین چی؟؟؟میدونین من چیکار میکنم؟؟؟میشینم و از خوراکیام لذت میبرم حالا این بیماری رو داریمحاد یا غیر حاددرمانی هم متاسفانه براش نیست هنوزخب پس از خوراکیاتون لذت ببرینبرین سفر چه داخل چه خارجبرین موسیقی یاد بگیرین خودتون بزنینیا اصلا به اهنگایی که دوست دارین گوش بدینبرین کوه جنگل دریا کویر و....درس بخونینعاشق شین(نه صرفا به جنس مخالف)بازی کنین حتی اگه 100 ساله باشینبرین خریدبرین بگردینادرنالین خونتون رو بالا ببرین (بانجی جامپینگ عالیه و بانجی شوتینگ و گلایدر و ...) زندگی رو زندگی کنین............................................................................................گله هارابگذار!ناله هارابس کن!روزگارگوش ندارد که تو هی شِکوه کنی!زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را...فرصتی نیست که صرف گله وناله شود!تابجنبیم تمام است تمام!!مهردیدی که به برهم زدن چشم گذشت....یاهمین سال جدید!!بازکم مانده به عید!!این شتاب عمراست ...من وتوباورمان نیست که نیست!!***زندگی گاه به کام است و بس است؛زندگی گاه به نام است و کم است؛زندگی گاه به دام است و غم است؛چه به کام وچه به نام وچه به دام...زندگی معرکه همت ماست...زندگی میگذرد... زندگی گاه به نان است و کفایت بکند؛زندگی گاه به جان است و جفایت بکند‌؛زندگی گاه به آن است و رهایت بکند؛چه به نانو چه به جان و چه به آن...زندگی صحنه بی تابی ماست...زندگی میگذرد... زندگی گاه به راز است و ملامت بدهد؛زندگی گاه به ساز است و سلامت بدهد؛زندگی گاه به ناز است و جهانت بدهد؛چه به راز و چه به سازو چه به ناز...زندگی لحظه بیداری ماست...زندگی میگذرد....................................................................................................
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۸/۱۸
دانیال ک.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">