ھر دردی، سخن خداوند با صاحب درد می باشد از درب وجود و ھیکل بیمار
پنجشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۲، ۰۳:۵۶ ق.ظ
این مطلب را یکی از بازدیدکنندگان وبلاگ (چهارشنبه 26 تیر 1392 توسط: هادی) نوشتند. بدون رد یا تایید آن در زیر آمده است.
بیماری، طنین کلام خدا در بدن
مبارزۀ فیزیکی بر علیه بیماری احمقانه ترین مبارزۀ بشر است. ھر دردی، سخن خداوند با صاحب درد می باشد از درب وجود و ھیکل بیمار .و این نزدیک ترین و بیواسطه ترین رابطۀ خدا با بشر است. لذا نبرد برعلیه ھر دردی نبرد بر علیه خدا در خویشتن است.بلکه بایستی به درد گوش داد و ھوش داد و آن را شنید و فھمید و پاسخ گفت. یعنی ھر دردی ھمانا وحی تن است: طنین کلام خدا در بدن است .از کتاب "درد خدا" استاد علی اکبر خانجانی
علل بیماری هاآنچه که در قلمرو دانش پزشکی بیماری نامیده می شود عموماً یا علائم بیماری است و یا میوه ھای دردناک آن و نه خود بیماری و کل دانش و فن پزشکی فقط تلاش می کند که این علائم را محو و منھدم سازد و عوارض آزار دھنده اش را فقط تسکین دھد که این تسکین در موفق ترین حالتش نیز موقتی است. در جریان این تلاش تنھا چیزی که عملاً رخ می دھد پیچیده تر شدن و مزمن تر شدن بیماری است و از دست رفتنسرنخ ھای اولیه اش. و آنچه که به لحاظ روانی برای بیمار در جریان این نوع معالجات رخ می دھد فرار از علل بیماری و تأمل و اندیشه نکردن دربارۀ ماھیت و معنا و عملکرد بیماری در خویشتن است.
علت بیماریهابیماری ھای بشر محصول ناکامی ھای وی در امیال و آرزوھای آگاه و ناآگاه وی است.این یک تعریف بشری از علّت امراض است چه جسمانی، روانی، عاطفی و چه متافیزیکی.و کلاً امراض و ناھنجاری ھا و رنج های بشری را می توان به ھمین چھار دسته تقسیم بندی نمود:سر درد، پریشانی فکر، نفرت و ترس،چھار نمونه از این چھار دسته بیماری ھستند. در واقع این چھار دستۀ کلّی از رنج و بیماری را می توان به این گونه ھم بترتیب عنوان کرد: امراض جسمی، امراض ذھنی ، امراض قلبی و امراض وجودی.
فلسفه طب - ریشه بیماری هاترس از فقر، ترس از تنھائی، ترس از بی آبروئی، ترس از سرزنش و... جملگی معلول ترس از نابود شدن و احساس نابودی است که بشر را به ھراس و جدال و حرص و اعمال تبھکار می کشاند.
از کتاب "درد خدا" استاد علی اکبر خانجانی
وب سایت http://hadigm.blogfa.com
انواع بیماریبیماری ها یا عذابهای پروردگارند که در این صورت کسی توان مقابله و براندازی آن را ندارد.و یا نعمت های هستند که موجب بیداری انسان وتزکیه نفس و پالایش تن و روان می شوند که در این صورت انسان بایستی بر آن ها صبور باشد و با آنها جدال نکند تا دورانشان سپری شود زیرا این نوع بیماری ها موجب پدیدآمدن سلامتی برتر هستند.و یا اینکه نشانه مرگ هستند و به مرگ هم منجر می شوند که در این صورت هم کسی را یارای مقابله با آن نیست الا اینکه مرگ شاقه تری پدید می آید.پس رجوع به طبیب و دارو به طور کلی امری مکروه و بی فایده و گاه مضر است و فقط بر عذاب می افزاید و چنین رجوعی برای مدعیان ایمان گناه محسوب می شود.منبع ص 35 کتاب چه باید کرد استاد علی اکبرخانجانی
وبلاگ: http://shenakhtdarmani.roomfa.com شناخت درمانی
این مطلب هم خوب بود در زندگی بسیاری از ما این گونه روابط حاکم است .........
عمل استکباری و زناشویی ظالمانههر عملی و رفتاری که دارای نیت:به
بندگی کشیدن دیگران، اثبات خود به دیگران، تحقیر دیگران، منت بر دیگران،
محبوب ساختن خود در قلوب دیگران باشد عملی استکباری و ابلیسی است و نتیجه
خصمانه ببار می آورد و جز خسران حاصلی ندارد. در زناشویی ظالمانه، دو روی
ظلم حضور دارد: از جانب مرد به صورت و عنوان ایثار عمل می کند بوسیله منتی که بابت آوردن پول به خانه بر زن می گذارد تا زن را بنده خود سازد. از جانب زن بصورت خودپرستی آنهم در شکل ناز و انکار نیازش و ادعای بی نیازی.اگر از خودگذشتگی تعبیر به ایثار و منت شود همان ابلیسی نمودن دین است.
منبع: کتاب قیامت نامه استاد علی اکبرخانجانی ص45
۹۲/۰۴/۲۷