برای خودت ارزش قائل شو حتی اگه دیگران نشن.
يكشنبه, ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۰۱:۴۳ ب.ظ
توسط: بیچاره سلام خانم دکتر عزیز آخه چی بنویسیم زندگی ما همش تحقیر بوده . همش این بود که تو جمع باید یه جوری اون گوشه ها بریم کسی ما رو نبینه چرا چون بدن ما مثل بقیه نیست پر لک و کک مک و دونه های برجسته کوچیک و بزرگ . همش خستگی . همش جواب دادن به اینو آن. اینا زندگی یک بیمار نوروفیبروماتوزی هست. مابقی مثل شماها درس خوندیم ، کار کردیم و ..... راستی اینو یادم رفت بگم آقایون محترم هم حالا چون ما پوست خوبی نداریم ما را به همسری نمی پذیرند 1 هم مثل شوهر من قبول می کنه بعد زیر همه چی می زنه و همه چی رو حاشا میکنه و ...... می گه ازت خوشم نمی یاد پوستت زشته می خوام طلاقت بدم. عزیزم این زندگی ماهاست . خوب اگه یکی این رفتارایی که با من شده رو با شما می کرد چکار می کردید؟ دیگه میلی به زندگی کردن داشتید؟ خواهش می کنم جوابم منو بدید چون من از زندگی سیر شدم و اگه بخواد اینجوری باشه باید یه جوری تمام بشه هرچه زودتر بهتر دیگه تحمل تحقیر شدن و ندارم . اینها تجربیات زندگی منه درس- کارخوب- هنر- صادق بودن - انسان بودن- مهربانی کردن معنایی نداره فقط ظاهرت خوب باشه ولو اینکه با صدتا بودی و هزارتا کار خلاف و ناشایست کرده باشی اینا دیگه واسه مردا مهم نیست فقط ظاهر خوب مهم همین و بس ................ حالا منو راهنمایی کنید من باید چکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
توسط: ستاره
سلام دوست عزیزم من ستاره هستم یه نفر که بیماری خودت رو داره.
اول اینکه هیچ وقت ادعا نمی کنم که درکت می کنم چون جای تو نیستم. فقط باید جایه یه نفر باشی تا اون رو درک کنی حتی با وجودی که یه بیماری مشترک رو داشته باشی و دوم برات طلب خیر میکنم که با هوش و ذکاوت و ایمانی که داری بتونی یه تصمیم درست بگیری.
خودت رو نباز تو خودت مهمتر از مسائلت هستی. این رو باور کن.هرچه به هستی دادی هستی بهت بر می گردونه. این میتونه حتی افکارت هم باشه . پس نگو زشتم بدم ... چون هستی زنده هست و این تو حافظه اش میمونه و یه روز این بهت بر می گرده. اصلا مهم نیست دیگرون در موردت چی فکر میکنن و چی میگن بازم میگم خودت مهمتری. فراموش نکن روح خدا در تو دمیده شده و وجهه ای از خدا هستی حتی با تمام لکه ها و تومورها باز از روح خدا در تو دمیده شده.
روزی که انسان پاش رو روی زمین گذاشت نه زشتی معنا داشت نه زیبایی این نگاه انسان و جهان بینی او هست که زیبایی رو تعریف میکنه که اگر در دیده مجنون نشینی به جز خوبی لیلی نبینی.
شاید بگی هیچ مردی و شوهر من اینا رو نمیدونه ونمی گه. مهم نیست نگه و ندونه ولی تو اون قدر توانایی داری تا بتونی وجود خدا رو در وجودت احساس کنی و جلو آیینه بری به خودت نگاه کنی و بگی فتبارک الله احسن الخالقین.تو میتونی در کارت موفق بشی. در مورد طلاقت خودت باید تصمیم بگیری ببین ارزش زندگی کردن داره یا نه.حتی اگه طلاق هم بگیری باز پایان دنیا نیست. به خوت بیا و برای خودت ارزش قائل شو حتی اگه دیگران نشن. به خودت عشق بورز و بعد از اون به همه مردم دنیا یه روز نتیجه اش رو میبینی.
به اطرافت نگاه کن اونایی که پوست سالمی دارن هر کدومشون یه جور درگیرن همه ما یه سنگ محک داریم سنگ محک تو و من این بیماریه باید سربلند بیرون بیایم و پخته بشیم. اگه خودت ارزش خودت رو نفهمیدی دیگران هم نمی فهمن. دستت رو بذار در دست خدا وازش کمک بخواه و بگو هر چی خودت مصلحت بدونی راضیم.
توسط: نجاتی جواددوست عزیزم سلامامیدوارم هر جایی ایران سر سبز هستید سبز باشید و با طراوت .... با طراوتی که هستی آن انسانیتی است که شما ازش حرف زدید چون انسانیت منوط به خودشناسی است و خودشناسی خیلی سخت تر از خداشناسی است. چون خدا می فرمایید اگر خودت رو بشناسی منو شناختی پس یک رابطه کاملا مستقیم و وابسته بهم دارند.اما این مردهایی که در زندگی مشاهده می کنید در دنیای فانی زندگی می کنند چه بسا که آدمی باید خودش را برای دنیا جاوید آماده کند. بحث و حرفی که من میزنم از سمت خودم است من یک انسان عاری از این نوع بیماری و یه بیماری دیگر هستم پس نمی تونم آنطور و باید شما درک کنم اما عقل ناقص بنده این را می گوید که شما انسان ثروتمندی هستید درسته که بیمارید و نگاه و ذربین ها در جامعه به سمت شما اشاره رفته آن هم بخاطر بیماری که در ظاهر است من نمیدونم این بیماری چیست چون رشته تحصیلی بنده با علم پزشکی دنیایی فاصله دارد اما از انسان بودن و نیز فهم و شعور و صداقت را تعریف شان را درک کردم پس شما ثروتمندید و در دنیا جاوید جای بسیار بالایی خواهید داشت جون خودتونو شناختید درسته که مردها در جامعه به سمتی رفتند که فرهنگ غلط باب شد .... شما پویایید و با توکل به خدا به خودشناسی خود ادامه دهید تا به مرز حقانیت برسید چون این پایدار است و فانی ها در دنیا فانی نیز به خاطر فنایی پوچ است.این غافله عمر عجب می گذرددریاب دمی که با طرب می گذردساقی غم فردای حریفان چه خوریپیش آر پیاله را که شب می گذرد
۹۲/۰۲/۲۲